اسم من گم شده است !
توی دفترچه ی پر حجم زمان ، دیرگاهی است ، فراموش شدم
اسم من گم شده است !
لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها ، زیر آن بند غریب ، پشت انبوهی از آن شرط و شروط، لای آن
تبصره ها اسم من گم شده است !
در تریبون معلق شده ی سخت سکوت ،حق من گم شده است
زنگ انشاء، کسی انگار نمی خواست معلم بشود ،شان من گم شده است
شان من نیست بنالم ،شان من نیست بگویم ،زتهی ، ز نبود،یا از این زخم کبود
لیک ؛رنگ رخساره گواهی دهد از سرّ درون ،از همه رنج فزون
اسم من گم شده است !
نردبانی شده ام ،صاف به دیوار ترقی ،تا که این نسل و آن نسل ،پای بر پله ی من
سوی فردا بروند ، و غریبانه فراموش شوم
اسم من گم شده است !
« روز مقدّس معلّم مبارك باد »
برچسبها:





























